الشيخ محمد تقي بهجت
94
جامع المسائل ( فارسي )
و اگر بگويد : « ان دخلتِ الدار ، فانت علىّ ، كظهر امّي ؛ و ان كلَّمتِ زيداً فأنت علىّ كظهر امّي » ، پس با وقوع متعدّد ، ظهار متعدّد مىشود با اقتران و تعاقب دو شرط . اگر بگويد : « إن دخلتِ و كلَّمتِ الخ » ، لازم است در وقوع ظهار وقوع مجموع دو شرط ، و وقوع يكى كافى نيست ، و اظهر عدم افادهء « واو » است ( در جملهء شرطيّه كه ذكر شد ) ترتيب را بدون قرينهء بر آن . اگر بگويد : « أنت علىّ كظهر امّي إن دخلتِ الدار إن كلَّمتِ زيداً » بدون قرينه بر مماثلت آيه شريفه * ( إِنْ كانَ الله يُرِيدُ أَنْ يُغْوِيَكُمْ ) * اظهر تقدير عاطف است ، مثل آن كه مذكور باشد ، پس تقديم دومى لازم نيست مگر با قرينه ، بلكه اصل اجتماع لازم نيست بنا بر اظهر چون استظهار عطفِ تعليق بر تعليق مىشود اگر قرينه نباشد . 13 - و اگر ظهار را معلَّق بر مخالفت « امرِ » زوج كرد [ و ] پس از آن نهى از فعلى كرد و مخالفت كرد ، اظهر عدم تحقّق ظهار است ، مگر با قرينهء بر ارادهء اعم از تكليف تحريمى . و همچنين اگر معلَّق بر مخالفت « نهى » كرد ، پس از آن امر كرد و مخالفت شد . 14 - اگر معلَّق كرد ظهار را بر قذف « زيد » يا تكلَّم با او ، مبنىّ است وقوع ظهار با قذف ميّت و تكلَّم با ميّت يا غافل يا اصمّ بر فهم اطلاق در خصوص تعبير ظهارِ معلَّق ، در محاوره عرف متخاطبين . و اگر معلَّقٌ عليه « ضرب » بود ، اطلاق آن به ضرب ميّت ضعيف است ، بخلاف ضربى كه مولِم شخص مضروب كه حىّ است . و اگر معلَّقٌ عليه « قذف در مسجد » باشد و قرينه نباشد ، محمول بر بودن زن مظاهره در مسجد است . و اگر معلَّقٌ عليه « ضرب او در مسجد » باشد و قرينه نباشد ، محمول بر بودن ضارب و مضروب در مسجد است . 15 - اگر معلَّقٌ عليه « رؤيت زيد » باشد ، مطلق است شامل رؤيت ميّت و نائم مىشود ؛ و كافى است اگر بعض او ، مرئى بشود ، بخلاف آن كه اگر همهء بدن مستور باشد ؛ و اگر در آب صافى ديد يا با حيلولت شيشه ديد ، رؤيت محقّق است . و در ديدن در آينه يا انعكاس در آب صافى ، وجهى است مأخوذ از تنقيح مناط .